فلسفه قيام عاشورا چه بود؟

فلسفه قيام عاشورا

توجه : برای تأمل و تفکر در این متن نیاز به نیم ساعت زمان دارید. لذا پیشنهاد من به شما این است که برای شروع ابتدا نیت کنید. انشاالله

سیامک نادری 


مقدمه

از زمانى كه قيام امام حسين(ع) با آن شرايط و ويژگى هاى خاص اتفاق افتاده است، سؤال‌هايى در ميان نخبگان و انديشمندان و حتى مردم عادى مطرح بوده است كه، انگيزه اصلى امام(ع) از اقدام به چنين كارى چه بوده است؟ آيا دعوت كوفيان فلسفه قيام آن حضرت بوده، يا قيام امام(ع) علت دعوت كوفيان؟ آيا دستيابى به حكومت، علت اصلى و غايت نهايى اين نهضت بوده است يا ايجاد اصلاحات و تغييرهاى محدود در ساختار حكومت اسلامى هم مى توانست هدف امام(عليه السلام)را تأمين كند؟ اگر هدف اصلى قيام، اصلاح وضعيت امت و جامعه اسلامى بود، آيا حضرت نمى توانست به شيوه مسالمت آميز به هدف خويش جامه عمل بپوشاند تا مردم شاهد ريختن خون فرزندان پيامبر(صلى الله عليه وآله)و به اسارت رفتن اهل بيت(عليهم السلام) آن حضرت نباشد؟ و...

برای دریافت پاسخ باید فایل زیر را دانلود و آن را تنها یک بار برای همیشه مطالعه کنید.

این اثر توسط  مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن با  تلاش بسیار تهیه شده است.

لینک اصلی :کلیک کنید

دانلود فایل ورد (word file) : حجم : 66 KB 

با شرح (اگه  انگلیسی بلد باشی! )

با تشکر از آقا اسماعیل بابت ارسال  این عکس ها

مصطفی جان

پیامبر اکرم (ص) : چون آخرالزمان فرا می رسد شهادت خوبان امت مرا گلچین می کند.

برادر عزیز مصطفی احمدی روشن شهادتت مبارک.

به مادرت قول داده ام !

شما چطور؟

عطش اشک



شهادت امیرالمومنین ع

نه فقط مسجديان سر به گريبان تو اند
نخل و چاه و شب و صحرا همه گريان تو اند
دامنت با چه گنه سرخ شد از خون سرت
اي كه خلق دو جهان دست به دامان تو اند

 

اي به خون خفته بگو كيسة خرمات كجاست
فقرا منتظر سفرة احسان تواند
كودكاني كه گرسنه همه رفتند به خواب
به عزيزان تو سوگند عزيزان تواند
نخل ها در عطش اشك تو بردند به سر
چاه ها منتظر نالة پنهان تواند
اختران شيفتة حال نماز شب تو
كوه ها منتظرنغمة قرآن تواند
اشك مظلومي تو مي چكد از ديده ما
پاره هاي دل ما برگ گلستان تواند
آسمان ها همه گريند به مظلومي تو
عرشيان سوختة سينة سوزان تواند
گيسوي حور پريشان شده در باغ بهشت
نه فقط زينب و كلثوم پريشان تواند
نه دل "ميثم" دلسوخته اي جان جهان
هر چه دل هست همه زائر ايوان تواند

سخنان دکتر شریعتی




پیشنهاد میکنم سخنان زیبای دکتر شریعتی رو اینجا بخونید. چه اندیشمند بزرگی بوده. اگر کسی کتابی از ایشون خونده حتماً معرفی کنه. دارم بیشتر علاقه‌مند میشم.

توضیح عکس بالا: شریعتی حدود دو سال را در فاصله‌ی سال‌های ۵۲ تا ۵۴ در زندان کمیته‌ی مشترک ضدخرابکاری در سلول انفرادی گذراند. او که از امکان مصاحبت با هم‌سلولی و یا کتاب محروم بود، در تنهایی‌هایش به کمک خمیر نان و دوده‌های دیوارهای سلول، این مهره‌های شطرنج را ساخته است.

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی علی شریعتی

ما که رفتیم...

مسجد الحرام

به مکّه رفتم و آثار جاودان دیدم     به مکّه آنچه شنیدم ز عارفان دیدم
جمال کعبه چنان با شتاب برد مرا     که خارهاى مغیلان چو پرنیان دیدم
نداى زنده «لبّیک» را در آن میقات     سرود شوق ملائک در آسمان دیدم!
چه لحظه هاى خوشى داشتم در آن «میقات»     چه روزها که در آن لطف بیکران دیدم
طواف کعبه چنان روح مرده را جان داد     که جلوه هاى خدا را در آن میان دیدم
صفاى کعبه عشّاق و سرزمین حرام     در آن شفاى دل پیر و هر جوان دیدم
به زمزم و به صفا و به مروه و عرفات     به مشعر و به منى، نور جاودان دیدم
بناى کعبه که شد با ذبیح و ابراهیم     به مکه از تو چه پنهان که بر عیان دیدم
خلیلِ حق به منى با پسر، به قربانگاه     پى اطاعت فرمان حق دوان دیدم
چه گویمت که چه دیدم به حق در آن احرام     همین بدان که خدا را به چشم جان دیدم!
خداى من! چه دل انگیز و روحپرور بود     چه جذبه ها که ز لطفت در آن مکان دیدم
چه قطره ها ز سر شوق بر رُخ «ناصر»     چه ناله ها ز پى عشق بى امان دیدم

ادامه نوشته

مناجاتی از مصطفی ملکیان


خدايا، انديشه‌ام را در مسيری معنوی و روحانی قرار ده تا روحم را با تو درآميزم و لذت بودن با تو را در لحظه لحظه‌ی زندگیم دريابم.

خدايا، انديشه‌ام را چنان محکم ‌ساز که به حقيقت و عقلانيت متعهد باشم و تنها بر پايه‌ی فهم و تشخيص خودم از زندگی، زندگی کنم تا بتوانم از آنچه جامعه و ديگران از من می‌خواهند فراتر بروم.

خدايا، به من بينشی عطا کن که هيچ وقت خود را با ديگران مقايسه نکنم، بر آنهايی که از من برتر هستند حسد نورزم و بر آنها که پايين‌ترند فخر نفروشم و بر آنچه دارم قناعت کنم و همواره در اين انديشه باشم که از آنچه در حال حاضر هستم فراتر بروم.

خدايا، به من فهمی عطا کن تا تفاوت‌های خود و ديگران را دريابم و بفهمم که با شخصيت منحصر به فردی که دارم قاعدتاً زندگی منحصر به فردی نيز برای خود خواهم داشت که از جهاتی می‌تواند متفاوت از زندگی ديگران باشد. مهم آن است که به تفاوت‌های خودم و تفاوت‌های ديگران احترام بگذارم و زندگیم را منطبق با آن چه هستم شکل ببخشم.

خدايا، توانايی عشق به ديگری را در وجودم بارور ساز تا انسان‌ها را خالصانه دوست بدارم و بهترين لحظات لذت زندگیم لحظاتی باشد که بدون هيچ نوع چشم‌داشتی، خدمتی به همنوعم می‌کنم.

خدايا، مرا از هر نوع نفرت و کينه‌ای که حوادث تلخ روزگار بر وجودم نهاده است رها کن تا با رهايی از نفرت و کينه بتوانم ديگران را آن طور که هستند بپذيرم و دوست بدارم.

خدايا، فهم مرا از زندگی آن چنان ژرف ساز تا قوانين آن را دريابم و بفهمم که در زندگی چيزهايی هست که قابل تغيير نيست؛ قوانينی هست که از آنها تخطی نمی‌توان کرد؛ تا ساده لوحانه نپندارم که هر آنچه را می‌خواهم می‌توانم داشته باشم و هر آنچه آرزو می‌کنم خواهم داشت.

خدايا، اين توانايی را به من عطا فرما تا در لحظه لحظه‌ی زندگيم، در لحظه‌ی حال و برای آنچه هم‌اکنون می‌گذرد زندگی کنم و زيبايی‌ها و شادی‌هايی را که هم‌اکنون از آن برخوردار هستم با انديشيدن بيش از حد به گذشته‌ای که ديگر پايان يافته و دغدغه‌ی بيش از حد برای آينده‌ای که هنوز نيامده است ناديده نگيرم.

خدايا، مگذار که در بند گذشته باقی بمانم، و چنان تعهد و دغدغه‌ی کشف حقيقت را در درونم شعله‌ور ساز که هيچ‌گاه بخاطر آنچه در گذشته حقيقت می‌دانسته‌ام و حيثيت و شخصيت اجتماعی‌ام بدان وابسته است، از حقيقت‌هايی که هم‌اکنون بدان‌ها دسترسی می‌يابم و ممکن است همه‌ی آنچه در گذشته حقيقت می‌دانسته‌ام به چالش بکشد و بی‌اعتبار سازد‏، محروم نمانم.

خدايا، کمکم کن تا عميقاً دريابم که زندگی بيش از آنچه اغلب می‌پندارند جدی است و برای هيچ انسانی استثنا قائل نمی‌گردد. همه‌ی ما برای آنچه می‌خواهيم و در آرزوی آن هستيم بايد تلاش کنيم و شايستگی و لياقت به دست آوردن آن را داشته باشيم. خدايا، به من بياموز که بدون شايستگی و لياقت داشتن چيزی، نخواهم که تو آن را از آسمان برايم بفرستی.

 و در آخر؛ خدايا، نعمت سکوت را بر من ارزانی دار، تا در آن لحظاتی که طنين زندگی روزمره در درونم آرام می‌گيرد، نوای دلنشين و آرامش‌بخش حضور تو در روح و وجودم، مرا گرم و آرام سازد.

منبع: arraarra.blogfa.com

كيفيت ولادت اميرالمؤمنين(ع) در كعبه

سلام.اگه کسی رو از صمیم قلب دوست داشته باشید،آیا جز اینه که در شادیش خوشحال و در عزاش ناراحت میشید؟!

این رو بعنوان مقدمه گفتم خدمتتون که بگم:میلاد با سعادت مولود کعبه،سرور اولیاء،امام اتقیاء،سيّد الوصیین،امیر المؤمنین،حضرت امام علی علیه السلام بر تمام دوستداران خاندان رسالت(ع) مبارک باشه.
به این مناسبت متن زیر رو از جلد اوّل کتاب "امام شناسی" نوشته ی "علّامه طهرانی"انتخاب کردم که دو قسمته:

اما در كيفيت ولادتش وارد است كه چون درد زائيدن، مادرش فاطمه را گرفت، فاطمه بخانه خدا پناه آورده، با ابتهال پرده‏هاى خانه را گرفت، و تقاضاى سهولت زائيدن نمود، و نظرى به آسمان افكند و گفت:

اى پروردگار من، من بتو ايمان آورده ‏ام!و بهر پيغمبرى را كه فرستاده‏اى! و بهر كتابى كه نازل فرموده‏اى!و تصديق نموده ‏ام بفرمايشات ابراهيم خليل كه اين خانه را بنا كرده است!

بارالها بحق اين خانه، و بحق بنا كننده اين خانه، و بحق اين فرزندى كه در شكم دارم و مونس من است، و با من سخن مى‏گويد، و يقين دارم كه از آيات عظمت و جلال توست، اينكه آسان كنى بر من ولادت مرا.

 

ادامه نوشته

درد دل

بابى انت و امى یا آل المصطفى انى مؤمن بولایتکم معتقد لامامتکم مقر بخلافتکم

دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم

نقشى به یاد خط تو بر آب میزدم

ادامه نوشته

شب پرواز

باب رحمت
سلام.امروز  پنجمین روز از ماه رجبه و همونطور که میدونید چهار روز از این ماه بزرگ گذشت.رجب،رجب الاصب،یعنی ماهی که در آن رحمت الهی در حال ریزش و نزوله و افسوس از کوتاهی و فرو گذاری حق ماه خدا و نمی دونم که شما چقدر تونستید از این ماه تا به اینجای کار استفاده کرده و بهره بگیرید.
ولی خب تموم این حرفا رو که به کنار بذاریم،فردا شب،شب لیلة الرغائبه یعنی شب بخشش های فراوون یا شبی که میل  و توجه به بندگی در اون خیلی زیاده.۱
هرچند که شاید این شب در آیین های مردم دیگه،در کریسمس، انتظار بودا و بعضی از روزهای دیگرمردمان تجلی کوچیکی داشته باشه اما مقایسه در رتبه و منزلت،در ارج و بندگی بی حساب باشه پای خودتون...
فردا شب،شب عاشق شدنه.شب آسمونی شدن.شب اینکه برای یه چند ساعت یا دیقه یا حتی ثانیه هم که شده دل از دنیا بکنیم.شب بیقراری دل های سرگشته است.شب مناجات.شب راز و نیاز.شب بی خود شدن از خود.شب درد دلهای با معبود،درد دلی به وسعت یکسال یا شاید هم به وسعت تموم عشقی که بهش داری.شب بلند کردن دست های خالی و خاکساری سرهای پر غرور.شب هم صدایی با ملکوتیان و همدلی با جبروتیان.

فردا شب،شبیه که فقط کافیه ثلث شب بگذره اونوقت دیگه هیچ فرشته ای نمی مونه مگر اینکه میاد گرد خونه ی خدا و برای روزه داران این ماه طلب آمرزش میکنه.۲
از هر کجای این دنیای بزرگ که در بزنی، صاحبخونه برای استقبالت میاد.با یه طبق از آرزوهایی که می خوای.فردا شب،لیلة الرغائبه.پس مراقب آرزوهات باش.
از الآن باید آرزوهات رو برای فردا شب آماده کنی.آرزوهایی نه به رنگ کودکی یا سنین جوانی.بلکه آرزویی به رنگ بندگی.
اگه نگاتون به اون بالا بود و قلبتون مثل بید داشت می لرزید،دوستاتون رو هم فراموش نکنید.التماس دعا.

حاشیه:از راننده ی تریلی می پرسن که چی شد ۳۷ نفر رو کشتی؟!

میگه:هیچی.ما داشتیم راه خودمون رو می رفتیم که یهو ماشین افتاد تو سرازیری و کنترلش از دستم خارج شد.اون ور جاده رو نگاه کردم ،دیدم یه اتوبوس مسافراش رو پیاده کرده که ۳۶ نفرند.نگام که به این ور جاده افتاد،دیدم که یه نفرهم اینجا وایساده.با خودم گفتم چی کار کنم،چی کار نکنم که به ذهنم رسید بهتره این یه نفر رو بکشم و جون اون ۳۶ تا رو نجات بدم!برا همین فرمونو گرفتم سمتش که نا لوتی یهو فرار کرد و رفت اون ور جاده که به ناچار منم پیچیدم سمتش...!!!!!


 ۱-كلمه «رغائب» جمع «رغيبه» به معناي چيزي كه مورد رغبت و ميل است و نيز به معناي عطا و بخشش فراوان مي باشد. بنابراين معناي اول «ليله الرغائب» يعني شبي كه ميل و توجه به عبادت و بندگي در آن فراوان است و بندگان خوب و شايسته خداوند دراين شب تمايل زيادي به رفتن به درخانه خداوند و ارتباط و انس با معبود خويش دارند.
بنابر معناي دوم، «ليله الرغائب» يعني شبي كه در آن عطاء و بخشش خداوند فراوان است و بندگان مخلص خداوند با روآوردن به بارگاه قدس ربوبي و خاكساري در برابر عظمت حق شايسته دريافت انعام و عطا و بخشش بي كرانه حق مي گردند.

۲-از پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روايت شده است كه فرمودند: از اولين شب جمعه درماه رجب غافل نشويد؛ زيرا شبي است كه فرشتگان آن را «ليله الرغائب» مي نامند. اين نامگذاري به اين جهت است كه هنگامي كه مقداري از شب گذشت، هيچ فرشته اي در آسمان ها و زمين نمي ماند مگر اين كه در كعبه و اطراف آن جمع مي شوند.
آن گاه خداوند مي فرمايد: اي فرشتگانم! هرچه مي خواهيد از من درخواست كنيد.
فرشتگان عرض مي كنند: حاجت ما اين است كه از روزه داران رجب درگذري.
خداوند مي فرمايد: اين كار را انجام دادم. (منبع:سایت راسخون)

روایت ملکۀ داعی

سلام.حلول ماه خدا و تولّد حضرت باقرالعلوم(ع) رو به شما تبریک میگم.

بدین مناسبت نظر شما رو به بخش خیلی کوتاهی از چکیده ی سخنرانی های آیت الله سید محمد محسن حسینی طهرانی(پسر علامه طهرانی)،پیرامون ماه رجب،جلب می کنم:

أعُوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏

بسم الله الرّحمن الرّحيم‏

الْحَمد لِلّه رَبِّ الْعالَمين‏و الصَّلوة و السَّلامُ علَى سَيِّدِنا و نَبِيِّنا أبى‏الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ

و علَى آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ‏و الْلَعْنَة علَى أعدائهِم أجمَعين‏

آمدن ماه رجب یعنی دوباره دعوتنامه ای الهی برای ما فرستاده شده است که دوباره ما تو را دعوت کردیم اگر خودت نیامدی و پای این سفره ننشستی این دیگر به خودت مربوط است، ما دعوت را فرستادیم و نگویید که از کجا معلوم است که این برای ماست، این برای بزرگان است، این حرفها را نزنید، بزرگان در همان موقع که مثل ما بودند، مثل ما بودند تفاوتی با ما نداشتند، فقط تفاوتشان یکی بود که همتشان را بردند بالا و الّا اول بزرگان که بزرگ نبودند و اولیای خدا که ولیّ نبودند، اول آن علمای ربّانی که عالم ربّانی نبودند، کم کم آمدند همّت داشتند و صلابت داشتند و مسأله را گرفتند.

روایت ملکۀ داعی

از پيغمبر اكرم صلّی الله علیه و آله وسلّم روايت شده است كه فرموده اند : انَ الله تَعَالى نَصَبَ فىِ السَّمَاءِ السابِعَة مَلِكَاً يُقالُ لَهُ الدّاعى «خداوند متعال در آسمان هفتم  ( آسمان هفتم يك مسألۀ عجيبى است، نمى‏فرمايد در آسمان اوّل يا دوّم يا سوم يا چهارم، مى‏فرمايد در آسمان هفتم كه آن مقام تجليّات ذاتی است ) خداوند مَلكى را در آنجا قرار داده است كه به او داعى مى‏گويند (يعنى كسى كه  افراد را مى‏خواند، صدا مى‏زند) فَإذَا دَخَلَ شَهْرُ رَجَبٍ يُنادى ذلِكَ الْمَلِكُ كُلَّ لَيْلَة مِنْهُ إلِىَ الصَّباحِ «چون ماه رجب داخل مى‏شود اين مَلَك هر شب تا صبح صدايش بلند است» طوبى لِذّاكِرين، طوبى لِطّائعين «خوشا به حال آن كسانى كه در حال ذكر هستند، خوشا به حال آن كسانى كه در حال اطاعتند» سپس ملک می گوید: يَقُولُ اللَهُ تَعالى- أنَا جَليسُ مَن جَالَسنى «خداوند متعال می فرماید من همنشين كسى هستم كه خود را با من همنشين كند» وَ مُطيعُ مَنْ أطاعَنى «من اطاعت كسى را مى‏كنم كه او اطاعت مرا بكند» توجه کنید! خداوند متعال می فرماید: من اطاعت مى‏كنم وَ غافِرَ مَنِ اسْتَغْفَرنَى «و مى‏بخشم كسى كه از من طلب بخشش كند» الشَّهرُ شَهْرى «اين ماه، ماه من است» وَ الْعَبْدُ عَبْدى «اين بندگان همه بندگان من هستند» وَ الرَّحْمَة رَحْمَتى «رحمت هم اختصاص به من دارد» فَمَنْ دَعَانى فى هذا الشَّهْرُ أجَبْتُهُ «كسى كه مرا در این ماه بخواند او را اجابت مى‏كنم» وَ مَنْ سَئَلَنى اعْطَيْتُهُ «كسى كه از من بخواهد به او مى‏دهم» وَ مَن اسْتَهْدانى هَدَيْتُهُ به اين عبارت خيلى توجّه كنيد «كسى كه در اين ماه از من طلب هدايت كند من او را هدايتش مى‏كنم» يعنى تمام جملاتى كه در اينجا هست يك طرف، اين يك فقره در اينجا يك طرف! ما در اين ماه بايد از خدا بخواهيم كه خدا ما را هدايت كند، هدايت كردن يعنى موانع را از جلوى راه برداشتن، راه خود را مستقيم كردن و از خطرات حفظ كردن. وَجَعَلْتُ هذَا الشَّهِرُحَبْلًا بَينْى وَ بَيْنَ عِبَادى «من اين ماه را ريسمان بين خودم و بين بندگانم قرار دادم» فَمَنِ اعْتَصَمَ به وَصَلَ إلىَّ «هر كسى كه به اين ريسمان چنگ بزند به من مى‏رسد»

پلورالیزم


پلورالیزم یا کثرت‌گرایی مفهومی است که کمابیش با آن آشنایی دارید (مخصوصاً اگر معارف 2 پاس کرده باشید!). پلورالیزم اختصاصی به دین ندارد و در مورد فرهنگ، سیاست، نژاد و ... نیز به کار می‌رود. اما آنچه در اینجا مورد بحث است پلورالیزم دینی می‌باشد. تصمیم ندارم که به صورت مفصل و علمی پلورالیزم دینی را معرفی کنم؛ فعلاً آشنایی با نظرات شما مد نظرم است. مطابق مطالعات و تأملات این جانب، تقسیم‌بندی پلورالیزم دینی بدین شکل است:

کثرت‌گرایی نوع اول (پلورالیزم عشقی): پیروان سایر فرقه‌ها و ادیان شایسته‌ی عشق و احترام‌اند (مستقل از بطلان عقایدشان). می‌توان با پیروان سایر فرقه‌ها و ادیان وارد داد و ستد معرفتی شد. می‌توان حقایقی را به آنها و از آنها آموخت.

کثرت‌گرایی نوع دوم (پلورالیزم صراطی): حقیقت یکتا است؛ اما راه‌های رسیدن به حقیقت به تعداد انسان‌هاست. بیش از یک جاده به شهر حق منتهی می‌شود.

کثرت‌گرایی نوع سوم (پلورالیزم حقیقی): حقیقت چندگانه است؛ ما با چند حقیقت مواجهیم؛ پس با چند راه مختلف مواجهیم که لزومی ندارد به حقیقتی یکتا منجر شود. مثلاً حقیقت بودایی با حقیقت اسلامی تفاوت دارد. بودایی برای رسیدن به حقیقت بودایی و مسلمان برای رسیدن به حقیقت اسلامی راه درستی را می‌پیماید.

کثرت‌گرایی نوع چهارم (پلورالیزم سعادتی): مهم نیست که پیروان سایر فرقه‌ها و ادیان گمراه هستند یا نه؛ خداوند بسیار مهربان است و آنها را به سبب گمراهی غیرعمدی‌شان مجازات نمی‌کند. مثلاً یک مسیحی یا مسلمان سنی هم می‌تواند اهل بهشت باشد.

دقت کنید آنچه ذکر شد صرفاً تعاریفی شخصی بود (کلمات آن من‌درآوردی است!). با توجه به این تعاریف نظر شما چیست؟

منبع تصویر: GLENDON

سخنانی از مادر ترزا

مادر ترزا (Mother Teresa) راهبه‌ای کاتولیک و آلبانی‌تبار و ساکن هند بود. غالب شهرت او به خاطر عشق و عطوفتش نسبت به مردم رنج‌دیده است. مطابق نظرسنجی مؤسسه‌ی گالوپ (Gallup)، مردم آمریکا مادر ترزا را در کنار اشخاصی هم‌چون ماهاتما گاندی و آلبرت اینشتن به عنوان محبوب‌ترین شخصیت‌های قرن بیستم می‌شناسند. او چنین می‌گوید:

1) گرسنگی برای عشق سخت‌تر برطرف می‌شود تا گرسنگی برای نان.

2) دنبال چیزهای بزرگ نباشید، کافی است چیزهای کوچک را با عشقی بزرگ انجام دهید. هر چه چیزی کوچک‌تر باشد عشق ما باید بزرگ‌تر باشد.

3) تقدس، چیزی تجملی برای اقلیتی از انسان‌ها نیست؛ فقط وظیفه‌ای است برای شما و برای من.

4) احساس می‌کنم که امروزه بزرگ‌ترین مخرب صلح، سقط جنین است؛ چرا که جنگی علیه کودک است؛ قتل مستقیم کودک معصوم است؛ قتلی توسط خود مادر. و اگر بپذیریم که مادری می‌تواند فرزند خود را بکشد، چگونه می‌توانیم به سایر مردم بگوییم که یکدیگر را نکشند؟

5) هر جا که می‌روید عشق را منتشر کنید؛ اول از همه در خانه‌تان. به فرزندانتان عشق بورزید، به زن یا شوهرتان، به همسایه‌ی کناری. نگذارید کسی نزدتان بیاید بی آن که شما را بهتر و شادتر ترک کند. تجلی زنده‌ی مهربانی خدا باشید؛ مهربانی در صورتتان؛ مهربانی در چشمانتان؛ مهربانی در لبخندتان.

6) اغلب تعجب می‌کنم که خدا چه چیزی از من دریافت می‌کند؛ نه ایمان، نه عشق و نه حتی احساسات. ... می‌پسندم هر آنچه او (خدا) می‌دهد و هر آنچه می‌گیرد. مردم می‌گویند با دیدن ایمان قوی من، به خدا نزدیک‌تر می‌شوند. اما آیا این فریب دادن مردم نیست؟ هر گاه می‌خواهم حقیقت را بگویم - که ایمان ندارم - کلمات نمی‌آیند و دهانم بسته می‌ماند. و هنوز به خداوند لبخند می‌زنم.

منابع: Wikipedia, Wikiqoute

مدینه

بسم الله الرحمن الرحیم

مدینه! بازگو، آنچه در سینه داشته ای بازگو، شاید این التهابی که در وجب به وجب خاکت نهفته آرامش یابد، صدایت را میشنوم که فریاد میزنی، از نامردی مردانت و از پیمان شکنی مهاجرین و انصارت، ضجه می زنی از یادآوری خاطراتت، تو دیده ای، در کوچه پس کوچه هایت، صدای سیلی شنیده ای و سند پاره پاره دیده ای و خاک پاکت برای تسلّی دل فاطمه به نوازش چادرش نشسته است، خاک تو مطهّر است، قدمگاه علی است، خاک تو بر لوح قلبش نقش دلربای یاعلی را حک کرده است و این خاک می نالد، می نالد از آن روزی که نتوانست رد گام های علی را مثل هرروز به تصویر بکشد، آن روزی که چیزی جز خطوط درهم بر لوح دلش نقش نبست، چون علی گام برنمی داشت، ریسمان کشیده می شد و علی به دنبالش و رد پایش روی خاک خطوطی بود درهم، نقش خنجرهایی که جگر خاکت را پاره پاره می کرد.

ادامه نوشته

فاطمیه

با عرض پوزش دیر شد این مطلب کپی پیست نیست به قلم دوستم و تایپ منه؛ ممنون میشم بخونید و نظرتون رو بدید:

با تشکر

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و خداوند فاطمه را آفرید و بهر شادمانی فاطمه محمّد را، و چون همدمی در شأن فاطمه­ اش ندید، علی را آفرید و برای ماندگاری عطر این گل در فضای زمانه، یازده شکوفه از نسل او پراکنده.

و خداوند قرآن را آفرید و برای نزول آنچه قلبی شایسته­ تر از قلب پدر فاطمه و برای حفظ آن چه سینه­ ای امانتدارتر از سینه همسر فاطمه و برای ترویج آن چه زبانی ناطق­تر از زبان فرزندان فاطمه.

و خداوند در قرآن "فردّو یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض" و کیست که تسبیح کند خدا را ولی سر برآستان فاطمه نساید، کیست که عبادت کند خدا را ولی بر فاطمه



ادامه نوشته

مطابقت خلافت حضرت امام علی علیه السلام با نوروز

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

باز هم سلام.اين مطلب هم بنظرم خيلي قشنگ اومد پيش خودم گفتم بنويسم تا شما هم بدونيد.باز هم از كتاب "از عيد نوروز چه مي دانيد؟ " :

امّا عظمت نوروز و برپا داشتن جشن با شكوه آن در قرون اوليه پيدايش اسلام وقتي بيشتر شد كه عده اي از دانشمندان و فضلاي ايراني،به استناد كتب و اسناد و احاديث و گاه شماري گفتند:روزي كه حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام به جانشيني پيغمبر اسلام(صََلّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم) برگزيده شد وبه مسند خلافت و امامت نشست مصادف با نوروز بوده است.به دنبال اين عقيده عده اي از ايرانيان كه فقط به اصول و احكام دين علاقه مند بودند و از آداب و سنن ملّي دور شده بودند به نوروز وآئين هاي آن توجه دوباره پيدا كردند ودر برگزاري اين سنت كهن و زنده نگه داشتن رسوم و آداب آن كوشيدند.هاتف اصفهاني قصيده اي در وصف نوروز سروده كه جلوس حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام مقارن با اين جشن را ياد آور شده است.همچنين قاآني در قصيده اي نوروزي اشاره به همين تقارن كرده است:

ادامه نوشته

صحت نوروز در اسلام یا عدم آن

بسم الله الرّحمن الرّحيم

سلام.در مورد حديث اولي كه ديروز نوشتم بايد بگم كه عده اي سندش رو ضعيف ميدونند ولي خيلي از آدماي بزرگ به آن استناد ميكنند كه يك سري احكام خاصي داره كه اگه اينجا بنويسم شايد خيلي ها از جمله خودم متوجه نشن كه اين نتيجه گيري ها چه جوري انجام ميشه.و عده اي هم ميگن كه با خبري كه از حضرت امام موسي كاظم عليه السلام در مورد مذمت بهار رسيده در تناقض است كه در اين مورد نيز نظر دو تن از بزرگان رو مياريم:

ادامه نوشته

عید نوروز از منظر حضرت امام جعفر صادق علیه السلام

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

سلام.هر چند قبلا هم عيد رو تبريك گفته بودم اما بنظرم تا چندين و چند بار جا داره كه اين عيد رو تبريك بگيم.پس بازم عيدتون مبارك.

با اينكه اونروز تو جلسه ي ماهنامه ي 2 گفتم كه مطالبي كه نوشته بودم به غير از اون اولي همش آب بندي بود،يكم اغراق كردم.

چرا كه براي خيلي هاشون زحمت زيادي كشيدم و فقط چندتا رو چه با مناسبت و چه بي مناسبت كپي پيست كردم.و بهتره كه اينطور بگم كه حرفايي كه ميخواستم و ميخوام(انشاءالله)بزنم ،تو مايه هاي همون پست اول و يا پنجميه(سيري در قرآن 1و2)و پست هاي ديگه رو هم در كنار اينا ميشه اورد و شايد خيلي خوب هم باشه كه در مورد مسائل مختلف صحبت بشه.حالا اونروز كه فقط پست اول رو گفتم  شايد بخاطر اين بود كه خيلي ها پنجمي رو نخوندند چون كه دست خط علامه طهراني بود و خيلي سخت از رو مانيتور خونده ميشد.ولي با اين اوصاف هم دونفر رو مطئنم كه خوندنش.كه يكيشون از روي كتابش خوند كه تايپ شده بود.

بگذريم.اينا رو گفتم كه خودمو توجيه كنم كه راحت تر در مورد مسائل مختلف صحبت كنم.

واما بريم سر حديثي كه ميخواستم بگم.

ادامه نوشته

معرفی سایت: تاریخ ما

اگه به تاریخ جهان و ایران باستان علاقه‌مندید، توصیه‌ی اکید میکنم که به سایت «تاریخ ما» مراجعه کنید.

ناله کردن ستون حنانه در مسجد از فراق حضرت رسول اکرم (ص)

هنگامی که برای پیغمبر منبری ساختند که روی آن به تبلیغ دستورات الهی به پردازد چوبی بود (از تنه­ی درخت خرما) که پیغمبر سابقا روی آن مینشستند ستون حنانه نام گرفته بود؛به ناله در آمد . او آن چنان ناله می کرد که صاحبان عقول را به ناله در می آورد .ناله ستون آن چنان آشکار گشت که پیر و جوان آن را شنیدند .یاران پیامبر در حیرت فرو رفتند که این ستون بی جان چگونه به ناله در  آمده است ؟ پیامبر از ستون می پرسد که برای چه اینگونه شیون و زاری می کنی؟ ستون پاسخ می دهد که از جدائی تو دلخون گشته ام .ای جان جهان ؛هنگامی  که از من جدا می گشتی و از مسجد بیرون می رفتی ،از فراق تو جانم به لب می آمد ؛اکنون که می خواهی مرا به کلی رها کنی ،چگونه ناله نکنم ؟ پیامبر می گوید :‌آیا دلت می خواهد ترا نخلی کنند و همگان از میوه تو بهره مند شوند ؟‌آیا دلت می خواهد ترا در آن دنیا به شکل سروی در آورند و همیشه برای ابد تازه و سر سبز و خرم باشی ؟ ستون می گوید : من این مزایا ی وجودی را نمی خواهم ؛من آن وجود ازلی و ابدی را می خواهم که فنا را بر آن راهیابی نیست .ستون را در زمین دفن کردند نا مانند مردم در روز رستاخیز،سر از خاک بیرون آورد .

حال ای انسان ؛از ستون ،از چوب ؛کمتر مباش !