خاطره ای از اردوی مشهد

سلام

دیدم همه دوستانی که اردو بودند دارند خاطره می نویسند و منو می کوبونند(قابل توجه اسماعیل) گفتم من هم بنویسم یه وقت فکر نکنید انقدر ظالم بودم.

روز دوم اردو شب رفتم حرم حدود ساعت ۲.۵ یا ۳ شب بود خسته شدم گفتم بیام هتل بخوابم. وقتی رسیدم هرچی در میزدم کسی در رو باز نمی کرد (از گردش روزگار حضرت اسماعیل هم هم اتاقیم بود و متاسفانه یا خوشبختانه یک تخت دونفره نصیب ماشده بود!) خلاصه هرچی در میزدم کسی در رو باز نمی کرد. دیگه داشتم تصمیم می گرفتم برگردم حرم چند بار دیگه در زدم که اسماعیل با قیافه فوق پریشون و قیافه ای که انگار ۱۰ به توان n میلیون بهش بدهکارم درو باز کرد و مستقیم رفت دستشویی منم با خنده و معذرت خواهی رفتم خوابیدم بعد چند دقیقه اسماعیل اومد کنارم خوابید. اوایل پتو روم بود بعد حدود نیم ساعت دیدم که اسماعیل به طور کامل به انحصار خودش درش آورده. بعد دیدک خدارو شکر ملحفه هست. اونم بیچاره یک ساعت بیشتر نتونست دوری اسماعیل رو تحمل کنه و اسماعیل هم به نداش لبیک گفت و اونم برد برا خودش! خلاصه من بیچاره کلی اینور اونور گشتم تا یک روتختی پیدا کردم و ایندفعه گول نخوردم و همون اول هموشو دور خودم پیچوندم که ندای اسماعیل هم نتونه اغفالش کنه!

یک ساعتی خوابیدم و بیدار شدم و رفتیم صبحونه و ادامه ماجرا. اصل هدفم توضیح خواب اون شب بود که امیدوارم انقدری که برای من جالب بوده برای شما هم بوده باشه.

مطابقت خلافت حضرت امام علی علیه السلام با نوروز

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

باز هم سلام.اين مطلب هم بنظرم خيلي قشنگ اومد پيش خودم گفتم بنويسم تا شما هم بدونيد.باز هم از كتاب "از عيد نوروز چه مي دانيد؟ " :

امّا عظمت نوروز و برپا داشتن جشن با شكوه آن در قرون اوليه پيدايش اسلام وقتي بيشتر شد كه عده اي از دانشمندان و فضلاي ايراني،به استناد كتب و اسناد و احاديث و گاه شماري گفتند:روزي كه حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام به جانشيني پيغمبر اسلام(صََلّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم) برگزيده شد وبه مسند خلافت و امامت نشست مصادف با نوروز بوده است.به دنبال اين عقيده عده اي از ايرانيان كه فقط به اصول و احكام دين علاقه مند بودند و از آداب و سنن ملّي دور شده بودند به نوروز وآئين هاي آن توجه دوباره پيدا كردند ودر برگزاري اين سنت كهن و زنده نگه داشتن رسوم و آداب آن كوشيدند.هاتف اصفهاني قصيده اي در وصف نوروز سروده كه جلوس حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام مقارن با اين جشن را ياد آور شده است.همچنين قاآني در قصيده اي نوروزي اشاره به همين تقارن كرده است:

ادامه نوشته

صحت نوروز در اسلام یا عدم آن

بسم الله الرّحمن الرّحيم

سلام.در مورد حديث اولي كه ديروز نوشتم بايد بگم كه عده اي سندش رو ضعيف ميدونند ولي خيلي از آدماي بزرگ به آن استناد ميكنند كه يك سري احكام خاصي داره كه اگه اينجا بنويسم شايد خيلي ها از جمله خودم متوجه نشن كه اين نتيجه گيري ها چه جوري انجام ميشه.و عده اي هم ميگن كه با خبري كه از حضرت امام موسي كاظم عليه السلام در مورد مذمت بهار رسيده در تناقض است كه در اين مورد نيز نظر دو تن از بزرگان رو مياريم:

ادامه نوشته

عید نوروز از منظر حضرت امام جعفر صادق علیه السلام

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

سلام.هر چند قبلا هم عيد رو تبريك گفته بودم اما بنظرم تا چندين و چند بار جا داره كه اين عيد رو تبريك بگيم.پس بازم عيدتون مبارك.

با اينكه اونروز تو جلسه ي ماهنامه ي 2 گفتم كه مطالبي كه نوشته بودم به غير از اون اولي همش آب بندي بود،يكم اغراق كردم.

چرا كه براي خيلي هاشون زحمت زيادي كشيدم و فقط چندتا رو چه با مناسبت و چه بي مناسبت كپي پيست كردم.و بهتره كه اينطور بگم كه حرفايي كه ميخواستم و ميخوام(انشاءالله)بزنم ،تو مايه هاي همون پست اول و يا پنجميه(سيري در قرآن 1و2)و پست هاي ديگه رو هم در كنار اينا ميشه اورد و شايد خيلي خوب هم باشه كه در مورد مسائل مختلف صحبت بشه.حالا اونروز كه فقط پست اول رو گفتم  شايد بخاطر اين بود كه خيلي ها پنجمي رو نخوندند چون كه دست خط علامه طهراني بود و خيلي سخت از رو مانيتور خونده ميشد.ولي با اين اوصاف هم دونفر رو مطئنم كه خوندنش.كه يكيشون از روي كتابش خوند كه تايپ شده بود.

بگذريم.اينا رو گفتم كه خودمو توجيه كنم كه راحت تر در مورد مسائل مختلف صحبت كنم.

واما بريم سر حديثي كه ميخواستم بگم.

ادامه نوشته

خاطره نویسی

بسم الله الرّحمن الرّحيم

سلام.از تموم كسايي كه تو اردوي مشهد بودند ميخوام كه خاطراتشون رو بنويسند البته اگر زحمتي نيست تا بچه هاي ديگه هم استفاده ببرند.شايد انجمن هم يه مسابقه خاطره نويسي بذاره.

خود من هم خاطرات زيادي دارم ولي چون معمولا زياد مينيويسم و خيلي ها حوصله ي خوندنش رو ندارند ترجيحا ميدون رو ميدم به جوونترا.

تازه اگه بخوام بنويسم هم انقدر زياده كه نميدونم كدومشون رو بگم.از رقص و آوازي كه دم و ديقه براه بود بگم يا دود سيگاري كه مشام دوستان رو نوازش ميداد  يا سرماي قطار كه مستاصل ميمونديم كه پنجره ها رو وا بذاريم يا دود سيگار رو تحمل كنيم يا بساط قليوني كه نصف شب براه بود يا...

شايد تعجب كنيد كه اين چيزا بيشتر شبيه يه اردوي تفريحيه تا زيارتي.ولي خب ديگه از اين چيزا تو اردو كم نبود.

تازه چيزي نمونده بود كه سيگاري شدنم رو از مشهد سوغاتي بيارم.يه بار چند نفر از همسفران كه اومده بودند نزيكاي جايي كه من نشسته بودم بساط سيگار رو براه كنند،يكي از دوستان بهشون گفت كه به آقاي متولي هم بديد!خدا رحم كرد.يه جور به من تعارف ميكردند كه انگار اگه من نكشم بساطشون لنگ ميمونه.خدا رو شكر كه كوتاه اومدند و از خير من گذشتند.

بهر حال خوشحال ميشم اگه خاطراتتون رو بنويسيد و ما هم بخونيم.

عیدما و عید وبلاگ

عرض سلام و خسته نباشید خدمت همگی دوستان

امروز با چند تا از بچه ها راجع به وبلاگ و ماهنامه صحبت هایی انجام دادیم و تصمیم گرفتیم که ایشالا سال بعد هم سال جدیدی برای ما و هم سال جدید و در واقع آغاز جدیدی برای وبلاگ باشه.

پیشنهاد این بود که پیشنهاد ماهنامه (البته برنامه ماهنامه سر جاش) تا حدودی توی وبلاگ پیاده شه. یعنی وبلاگ رو به همون سه قسمتی که اسماعیل حافظ قرآن پیشنهاد داده تقسیم کنیم و فعالیت رو با دانسته های خودمون ادامه بدیم نه اینکه (خودمو هم می گم) از جایی مطلبی پیدا کنیم و اگه خوشمون اومد یا نیومد(!) کپی پیست کنیم و فقط آمار و ببریم بالا یا اینکه برنامه سمینارها رو بذاریم تو وبلاگ که معمولا طرفدار زیادی نداره(از کامنت هایی که گذاشته میشه معلومه).

افراد تو زمینه های مختلف (هر زمینه ای که علاقه دارند و الزاما هم کیس خاص و ثابتی هم نیست) مطالعه می کنند و برداشت ها و یادداشت هاشون رو تو وبلاگ می ذارن. اینجور پست ها به قول یکی از دوستان پر بیننده تر و جذاب تر میتونه باشه چون مخاطب شاید حس کنه جزو اولین افرادیه که این مطلب رو میخونه و میتونه عقاید نویسنده رو در اون زمینه بیشتر و بهتر بفهمه. و اینکه هر از چندگاهی (دو هفته یکبار یا ماهی یکبار) دور هم جمع بشیم هم درباره مسایل وبلاگ صحبت بشه و هم جلسات حالت دوستانه داشته باشه.

 

هرکی نظری داره خواهشا اعلام کنه که ما متناسب با نظرات شروع کنیم.

 

راستی اولین قسمت عنوان رو داشت یادم می رفت! عید همه دوستان پیشاپیش مبارک ایشالا سال ۱۳۹۰ سالی سرشار از موفقیت و سربلندی برای همه باشه. هرچند زوده و اسماعیل متولی هم درباره نوروز چیزایی نوشته بود و اونجا توی کامنت ها تبریک عرض کرده بودم ولی خواستم جداگانه هم تبریک بگم.

تشكيل نشده هاي آخرين هفته ي سال 89

1) كلاس هاي جبر 2 -يك شنبه وسه شنبه تشكيل نمي شوند.

2) كلاس حل تمرين جبر 2-شنبه 4-6 تشكيل نمي شوند.(آقاي ميرزايي)

3)كلاس حل تمرين معادلات ديفرانسيل اين هفته تشكيل نمي شوند.( آقاي سنگري)

4) كلاس هاي رياضي 2- شنبه و دوشنبه تشكيل نمي شوند.(گروه10 تا 12)

5)كلاس مباني اقتصاد سه شنبه تشكيل نمي شوند. (چهار شنبه سوزي)

6) كلاس توابع مختلط شنبه برگزار شد ولي حظور وغياب صورت نگرفت وكلاس دوشنبه هم تشكيل نمي شوند.

 منتظر خبرهاي بعدي باشيد

با آرزوي عيد زيبا براي شما



عید نوروز

بسم الله الرّحمن الرّحيم

بهار و تابستان و پاييز مي گذرد.آغاز زمستان فرا ميرسد.كم كم نام نوروز به ميان مي آيد.ديماه سپري ميشود.دهم بهمن ماه همراه با جشن سده مي رسد و نويدي از نزديك بودن نوروز خجسته را ميدهد.

فرا رسيدن اسفند ماه آهنگ آماده باش براي پذيرايي از مهمان بس گرامي است.از پانزدهم يا بيستم اسفند ماه مردم براي پيشواز از نوروز و نوسازي در سازمان خانه  و زندگي و روبرو شدن با يك زندگي شادي بخش نويني كه با آغاز فروردين ماه فرا مي رسد؛آماده مي شوند.يعني به خانه تكاني مي پردازند.جامه ي نو و شيريني و ديگر نيازمنديهاي پذيرائي و شادماني و برپا ساختن جشن و شادي را فراهم مي سازند.مسلمانان شب آدينه ي واپسين سال بر قبور مي روند و براي آمرزش روان درگذشتگان داد و دهش ميكنند و قرآن مي خوانند.

واپسين روز پايان سال سپري مي شود.شب نوروز فرا مي رسد.مردم براي نويد شادباش و پيشواز به پشت بام ها مي روند،و آتش افروزي مي كنند و با آتش افروزي همگاني فرا رسيدن نوروز پيروز را به آگاهي همه مي رسانند و فرداي آن شب نيز به ديد و بازديد مي پردازند و چند روز اين كار را دنبال ميكنند و با فرا رسيدن روز سيزدهم نيز به دشت و باغ سبزه زارها مي روند و مشغول شادي و سرور مي شوند و...

ادامه نوشته

معرفی سایت: تاریخ ما

اگه به تاریخ جهان و ایران باستان علاقه‌مندید، توصیه‌ی اکید میکنم که به سایت «تاریخ ما» مراجعه کنید.

ماهنامه (4)

همان‌طور که می‌دانید، ما دانشجویان دانشکده‌ی ریاضی بر آن شدیم تا ماهنامه‌ای دیجیتالی راه‌اندازی کنیم؛ ماهنامه‌ای با موضوعات گسترده (دانش و فناوری، فلسفه و دین، فرهنگ و هنر) و نوشته شده توسط دانشجویان دانشکده‌ی ریاضی فارغ از رشته و سال ورود آنها. دو جلسه برای مشورت در مورد نحوه‌ی ایجاد ماهنامه برگزار شد که دومین آن دیروز (دوشنبه 16 اسفند) بود. جلسه‌ی دوم همچون جلسه‌ی اول فاقد نتیجه‌ی عملی بود. توجه کنید که جلسه‌ی سوم فردا (چهارشنبه 18 اسفند) برگزار نمی‌شود.

نکات مهمی که در جلسات مطرح شد و نیز نکاتی مضاف بر آن در راستای ایجاد ماهنامه از این قرارند:

1)        تعیین هدف اصلی از ایجاد ماهنامه.

2)        تعیین عنوانی شایسته و ساده (ترجیحاً فارسی و یک‌کلمه‌ای).

3)        همکاری با دانشکده‌های ریاضی سایر دانشگاه‌ها (و نیز سایر دانشکده‌ها؟).

4)        تعیین وزن ماهنامه و معیار آن؛ بدین معنی که مشخص شود غالب مطالب در چه زمینه‌ای باشد و چرایی آن و این که این وزن با چه معیاری سنجیده می‌شود (تعداد صفحات؟).

5)        تأیید شورایی نویسنده‌ها؛ برای تشخیص مصلحت مطالب جهت درج شدن در ماهنامه، نظر جمیع نویسنده‌ها تعیین‌کننده است.

6)        انتخاب سردبیر برای هر بخش از ماهنامه.

7)        انتشار نسخه‌ی چاپی (بودجه از کجا تأمین می‌شود؟).

8)        همکاری با اعضای متغیر؛ کسانی که قصد همکاری مستمر و جدی ندارند، هنوز هم می‌توانند به صورت غیررسمی مطلب بنویسند. بدون حضور این گونه نویسنده‌ها، انتشار ماهنامه در ایام امتحانات و تابستان بلاتکلیف می‌ماند.

9)        اطلاع‌رسانی گسترده؛ باید یک نفر مسئول تمام‌وقت برای این کار باشد (فیس‌بوک، پیامک، ای-میل، برد دانشکده و ...).

10)    آمادگی کامل برای طرح نظرات پیش از جلسه؛ پیش از ورود به جلسات، نکات مهم و گزیده‌ی خود را به صورت خلاصه و مکتوب همراه داشته باشید.

11)    تعیین طرح و چارچوب ایده‌آل؛ لازم است تا طرح کاملی ترسیم کنیم و برای همسویی با این طرح نهایت تلاش خود را به کار بگیریم، بر خلاف روند فعلی که در آن بنا به استعدادها و توانایی‌های موجود سعی در ایجاد چارچوب داریم.

12)    انتشار پیش‌شماره؛ این کار منجر به رفع خیلی از ابهام‌ها، رفع موانع، دریافت بازخورد، تشخیص انتظارات و تبلیغ می‌گردد.

13)    علاوه بر نویسندگی، مسئولیت‌های دیگری نیز لازم است: روابط عمومی، تبلیغات، ویراستاری، تایپ و ....

تقاضا می‌کنم تا مطالب خود را برای درج شدن در پیش‌شماره هر چه زودتر آماده کنید. اگر مطلب شما نیازمند تصویر است، تصاویری مناسب با کیفیت بالا تهیه کنید.

می‌توانید با دانلود این نشریه، به درک بهتری از ماهنامه و چارچوب آن برسید. ماهنامه‌ی ما می‌تواند کتاب‌های الکترونیکی و فایل‌های ویدئویی به عنوان ضمیمه داشته باشد.

در نهایت تقاضا می‌کنم که با اطلاع‌رسانی گسترده و ارائه‌ی الگوهای خود، گام بزرگی در راه‌اندازی نشریه‌ی دیجیتالی خودتان بردارید.

ادامه پست قبل

با سلام به دوستان خوب

حالا که پست قبل رو خوندین حیفم اومد هدفم رو نذارم.

خواستم بگم ستون حنانه یه چوب بود که به خاطر اینکه پیامبر دیگه بهش تکیه نمیکرد اینجوری زاری میکرد حالا میخوام بگم  امام ما زنده هست منتظرن منتظره این هستند که ما یذره به خودمون بیاییم یذره بدونیم که چی؟ فکر کنیم واسه چی اومدیم این دنیا. واسه اینکه رشد کنیم درس بخونیم دانشگاه بیاییم و ... .

همین؟ آخرش چی؟ بیاییم با هم فکر کنیم به این سوال.

ممنون میشم نظراتتون رو هم بدید.

با تشکر

سمينار عصرانه رياضي 16

هوالفتاح

                    سمينار عصرانه رياضي 16

‹‹طرح كلي يك فيل ؛ يا مقدمه اي بر نظريه كاتگوري >>
 

در اين سخنراني،كه هدف اصلي آن،آشنا شدن با موجودات رياضياتي اي به نام

« كاتگوري » رابيان كرده و تعريف رسمي « نظريه كاتگوري » است. ابتدا تاريخچه مختصري از
را به همراه چند مثال مهم ارائه مي كنيم.سپس مفاهيمي چون فانكتور،اپي-مورفيسم،مونو-
مورفيسم را بيان كرده رابطه ي ميان نظريه مجموعه ها ،و نظريه كاتگوري را به طور خلاصه
شرح مي دهيم.

ارائه دهنده : فاطمه سيفان

سه شنبه 89/12/17        مكا ن : دانشكده رياضي دانشگاه تهران . كلاس 207 ساعت 17:30

دانلود متن سمينار (fulltext) فرمت : pdf  حجم :61 kb 

ناله کردن ستون حنانه در مسجد از فراق حضرت رسول اکرم (ص)

هنگامی که برای پیغمبر منبری ساختند که روی آن به تبلیغ دستورات الهی به پردازد چوبی بود (از تنه­ی درخت خرما) که پیغمبر سابقا روی آن مینشستند ستون حنانه نام گرفته بود؛به ناله در آمد . او آن چنان ناله می کرد که صاحبان عقول را به ناله در می آورد .ناله ستون آن چنان آشکار گشت که پیر و جوان آن را شنیدند .یاران پیامبر در حیرت فرو رفتند که این ستون بی جان چگونه به ناله در  آمده است ؟ پیامبر از ستون می پرسد که برای چه اینگونه شیون و زاری می کنی؟ ستون پاسخ می دهد که از جدائی تو دلخون گشته ام .ای جان جهان ؛هنگامی  که از من جدا می گشتی و از مسجد بیرون می رفتی ،از فراق تو جانم به لب می آمد ؛اکنون که می خواهی مرا به کلی رها کنی ،چگونه ناله نکنم ؟ پیامبر می گوید :‌آیا دلت می خواهد ترا نخلی کنند و همگان از میوه تو بهره مند شوند ؟‌آیا دلت می خواهد ترا در آن دنیا به شکل سروی در آورند و همیشه برای ابد تازه و سر سبز و خرم باشی ؟ ستون می گوید : من این مزایا ی وجودی را نمی خواهم ؛من آن وجود ازلی و ابدی را می خواهم که فنا را بر آن راهیابی نیست .ستون را در زمین دفن کردند نا مانند مردم در روز رستاخیز،سر از خاک بیرون آورد .

حال ای انسان ؛از ستون ،از چوب ؛کمتر مباش !

سمينار عصرانه رياضي 15

هوالفتاح

سمينار عصرانه رياضي 15

                     كاربرد فيزيك در رياضي

دراين سمينار به بررسي مكانيك ونور و... در اثبات برخي از قضاياي ساده رياضي مي پردازيم.

منبع:كتب: نقش رياضيات در علوم (مركز نشر دانشگاهي) وآهان( مارتين گادنر)

ارائه دهنده : مائده خسروي زاده

دانلود متن سمينار به زودي ...



سمينار عصرانه رياضي 14

به نام خدا

 

مقدمه :هدف این سمینار ارائه ی بخشی از مقاله ی

The Zero  divisor Graph of Posets and an Application to Semigroups                                       

  نوشته ی    Dancheng Lu. Tongsuo Wu    است که در آن با ارائه ی مفهوم گراف فشرده نشان خواهیم داد گراف ساده  گراف فشرده است اگر وتنها اگر گراف مقسوم علیه صفر مجموعه ی مرتب جزئی  باشد وهمچنین نشان می دهیم که عدد خوشه ای وعدد رنگی گراف مقسوم علیه صفر یک  برابرند.

ارائه دهنده :مينا احمدي

دانلود متن سمينار(full text)


به خدا گفتم خسته ام! گفت: " لا تنقطو من رحمة الله... " از رحمت خدا نا امید نشوید...

گفتم هیچکسی نمیدونه تو دلم چی میگذره! گفت: " ان الله بین المرء و قلبه... " خدا حائل است میان انسان و قلبش...

گفتم هیچ کسی رو ندارم! گفت: " نحن اقرب الیه من حبل الورید... " ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم...

گفتم ولی انگار اصلا من رو فراموش کردی! گفت: " فاذکرونی، اذکرکم... " من رو یاد کنید تا یاد شما باشم...

به یاد داشته باش!

مردم اغلب بی انصاف ، بی منطق و خودمحورند ولی آنان را ببخش...

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند ولی مهربان

باش..

اگر شریف و  درستکار باشی فریبت میدهند ولی شریف و درستکار باش.

نیکی های امروزت را فراموش میکنند ولی نیکوکار باش.بهترین های خود را به دنیا

ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد و در نهایت میبینی هر آنچه هست همواره

میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم...

" کورش کبیر "

ماهنامه (3)

سلام،

دیروز اولین نشست مربوط به راه‌اندازی ماهنانه برگزار شد. اگه بشه خلاصه‌ی بحث دیروزو تو جلسه‌ی دوم میگم.

1) میتونید ویدئوی جلسه‌ی اول‌و ازم تو خود دانشگاه بگیرید.

2) جلسه دوم روز دوشنبه (16 اسفند) ساعت 4 تا 6 برگزار میشه. حتماً اطلاع‌رسانی کنید.

3) مستقل از این که مطالب شما برای ماهنامه تأیید صلاحیت میشه یا نه، مطالب دلخواهتون رو توی حداکثر یک صفحه‌ی A4 یا یک صفحه‌ی Office Word همراهتون بیارید. میخوایم ببینیم کلاً بچه‌ها چیکارن. شاید یه نسخه‌ی آزمایشی تهیه کنیم.

4) مطالب مهم جلسه‌مون اینا بودن: فعالیت تو ماهنامه باید قانون‌مند و دارای چارچوب باشه، تشکیل هسته‌ی اولیه نویسنده‌ها و سردبیر، انتشار نسخه‌ی آزمایشی (پیش‌شماره؟) و نظرسنجی، ماهنامه نیازی به مجوز داره یا نه؟، چاره‌اندیشی برای دوران امتحانات و تابستان، اعضا متغیر باشن یا ثابت؟

پ.ن: 1) هر کی قصد سخنرانی داره، بنده رو در جریان بذاره. 2) به دو نفر فیلم‌بردار جهت مستندسازی جلسه نیازمندیم (دوربین عکاسی با قابلیت فیلم‌برداری هم جواب میده).

پیرمرد عاشق

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب

دید.عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.

پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: «باید ازت

عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه.»

پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.

پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.

زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم.

نمی خواهم دیر شود!

پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم.

پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد!

حتی مرا هم نمی شناسد!

پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز

صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟

پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است...

کنسرت گروه رستاک

سلام...

فکر کردم شاید شما دوست داشته باشید به این کنسرت برید.

کنسرت گروه رستاک؛ روزهای ۱۵ و ۱۶ اسفند ماه ۱۳۸۹ در سالن همایش های برج میلاد تهران برگزار می شود.

سامانه فروش بلیط : ۸۴۲۰۰

خرید اینترنتی بلیط:
http://www.84200.ir

مراکز فروش بلیط:
فروشگاه ققنوس
خیابان تجریش، روبروی سینما آستارا، پاساژ حیدریان، طبقه اول
تلفن:۲۲۷۳۸۰۰۷ - ۲۲۷۲۸۰۰۷
فروشگاه پرشیا مرکزی
بلوار کشاورز، روبروی هتل اسپیناس، کوچه شوریده، پلاک ۳، واحد ۸
تلفن:۸۳۸۸۰ – ۷۷۸۶۳‍‍۱۳۳
فروشگاه پاز
پاسداران، بین گلستان چهارم و پنجم
تلفن:۲۲۵۸۷۸۴۶
فروشگاه گلستان فیلم
شهرک غرب، خیابان ایران زمین، خیابان مهستان، مرکز خرید ۲۵۲ گلستان، طبقه ۲
تلفن:۸۸۰۸۸۰۰۸
فروشگاه سایت موسیقی ما
پاسداران، میدان هروی، خیابان وفامنش، خیابان جوانشیر، ساختمان پزشکان فارابی
تلفن:۲۲۹۴۸۶۸۳ – ۲۲۹۵۵۷۴۷
فروشگاه سیاه و سفید
خیابان انقلاب، میدان انقلاب، جنب سینما بهمن
تلفن:۶۶۹۵۲۴۹۷ - ۱۶۰۳۶۶۹۷

پیشنهاد میکنم به این سایت سر بزنید :  www.rastak.ir