بحث اول: دانشکده

سلام

پیشنهاد بحث پیشنهاد خیلی خوبیه پس نذاریم وقفه بیفته بین پیشنهاد و عمل بهش. از همین الان شروع می کنیم:

نظرتون راجع به دانشکده و شیوه مدیریت و برخورد استادا با دانشجوها و برعکس، نمره دهی و تغییر مدیریت و فضای دانشکده و اوضاع بچه های دانشکده و همه و همه خلاصه هرچیزی که به ذهنتون میرسه بگید؟

من تازگی شنیدم که رئیس دانشکده که دکتر زارع بود عوض شده و بجاش دکتر سلیمانی ریاست دانشکده رو چند ماهی هست که بر عهده گرفته...

خب ؟

خب بفرمایییییید؟؟؟

کوه‌گشت دانشجویان ریاضی




جلسه‌ی توجیهی: چهارشنبه (27 مهر)، ساعت 12، کلاس 300
زمان اردو: جمعه (29 مهر)، ساعت 8 صبح، میدان تجریش
مکان اردو: گلابدره

حلتمرین ریاضی عمومی 1-دانشکده زیست-اطلاعیه شماره 1

با سلام

برای دانلود کتب درسی اینجا کلیک کنید

برای دانلود کتاب مسائل اینجا کلیک کنید

سمینار عصرانه ریاضی (1)

 کاربرد مسائل بهینه سازی در درمان سرطان

سه شنبه 26/7/90   ساعت 17   کلاس 201  دانشکده ریاضی

سخنران »: آقای احمد رضا مرندی

تمرین های بخش های  a1-1c-1d را از فایل داده شده زیر دانلود کنید و سپس آنها را از روی کتاب مسائل حل کنید

دانلودجدول تمرین های برای کتاب مسائل

پیشنهاد

سلام

چند وقتیه میخوام یه چیزایی پیشنهاد بدم اما کوتاهی کردم اما با وجود اینکه دیدم وبلاگ تو فیس بوکم اومده(خیلی خوشحال شدم[چشمک]) واجب شد بگم نظراتم رو.

اول اینکه نظرتون چیه بحث های جذاب راه بندازیم تو وبلاگ با توجه به اینکه به کسی توهین نشه مثلا راجع به استادا و برنامه دانشکده و روابط بچه ها و سوالاتی که ذهنتون رو مشغول کرده و ...

دوم اینکه وبلاگ جایی بشه برای منتشرکردن مطالبی که ما تو نت دنبالش میگردیم و نمیابیم و از طریق دیگه این مطالب رو پیدا میکنیم مثلا من دنبال یه شعری میگشتم کلی گشتم یک صفحه اولش رو پیدا کردم (صفحه بعدش سانسور شده بود مبادا به عقاید بعضیا بر بخوره[چشمک]) خلاصه بالاخره پیداش کردم( ماییم دیگه[چشمک])

اینو گفتم بهتر مطلب ذهنمو برسونم که چی میخام بگم.

خلاصه از دادن نظر بنده رو محروم نفرمایید[چشمک]

شام آخر

شام آخر

لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگي شد: مي بايست "نيكي" را به شكل عيسي" و "بدي" را به شكل "يهودا" يكي از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي كرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل‌هاي آرماني‌اش را پيدا كند.
روزي در يك مراسم همسرايي, تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرح‌هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود.
كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمي فهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.
وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: كي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پر از رويايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي بشوم!
"مي توان گفت: نيكي و بدي يك چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است كه هر كدام كي سر راه انسان قرار بگيرند."

                                                                                                                           كوئيلو

 

انواع اقتصاد

 
اقتصاد مرسوم :
دو تا گاو ماده دارین ... یكیش رو می فروشین و یه گاو نر می خرین... به تعداد گاوهای گله ی شما افزوده میشه و اقتصاد رشد می كنه... پول براتون همینطور سرازیر میشه و می تونین به بازنشستگی و استراحت بپردازین ...


اقتصاد هندی :
دو تاگاو ماده دارین ... اونها رو می پرستین و عبادت می كنین!

ادامه نوشته

مسئله ای جالب

سلام

این سه عدد رو در هم ضرب کنید حاصلش جالبه. البته برای اعداد دو رقمی جواب می ده. سه رقمیش کار نمی کرد.

۱۳۸۳۷*سن شما* ۷۳

نکته‌ای در مورد دروس عمومی


محل برگزاری دروس عمومی این ترم با آنچه طی انتخاب واحدها دیده‌اید تفاوت دارد. برای اطلاع از محل دقیق برگزاری کلاس دروس معارف، تربیت بدنی 2 و سایر دروس عمومی، فایل‌های زیر را دانلود کنید (عکس‌ها از اتاق آموزش دانشکده تهیه شده است).

دروس معارف

تربیت بدنی 2

سایر دروس عمومی

باور ها و نگرش


 
سلام از اونجایی که مطالب راجع به نگرش برام خیلی جالبه و شاید مشکل خیلی از ماها همین نگرش باشه هرجا داستانی در این مورد ببینم دوست دارم که شما هم بدونید و حتما کامنت بذارید...

 
استفان کاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌گوید:« اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض کنید .»
او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌کند:
« صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.»
استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:« صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه می‌دهد که:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....
اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم .»