بسم الله الرّحمن الرّحيم

سلام.

اگر توي اين شبهاي زمستون،ساعت 8 و 9 شب توي يه فضاي باز و تقريبا كم نور باشيد وسرتون رو مستقيماً به سمت بالا ببريد و فقط كمي به سمت جنوب متمايلش كنيد،با يكي از صورتهاي بزرگ فلكي مواجه ميشيد كه به دليل شباهت نسبيش به ملاقه كه اين امر ناشي از نور زياد شهر و به تبعش پيدا نبودن خيلي از ستاره هاش رخ ميده،شايد پيش خودتون فكر كنيد كه دبّ اكبره.

امّا زهي خيال باطل.

نام اين صورت فلكي جبّار(به زبان عربي)،شكارچي(به زبان فارسي) و orion(به زبان انگليسي)هستش.

 

 

جبّار معروفترين صورت فلكي فصل سرماست.هرچند كه در فصول ديگر سال هم هستش اما به دليل چرخش زمين به دور خورشيد،در فصل زمستان است كه شما ميتونيد اونرو در ساعات اوليه شب مشاهده كنيد.هرچه به سمت فروردين ميريم،جبّار به طرف غرب پايين ميره تا ماه ارديبهشت(به دليل همسايگيش با صورت فلكي ثور كه محل عبور دايرة البروج هستش)تقريبا كنار خورشد در آسمان ديده ميشه كه مسلّمه با وجود نور زياد خورشيد قابل رؤيت نيستش.

دليل اين كه نام اين صورت فلكي رو گذاشتند جبّار،اينه كه شباهت خيلي زيادي به يك شكارچي داره.اين موضوع در عكس پايين مشهوده كه واقعاً شباهت خيلي زيادي داره.برخلاف خيلي از صورتهاي فلكي ديگه كه هيچ شباهتي به نام خودشون ندارند.

 

 

 

حالا بريم توضيحات خيلي كمي رو راجع به اين نگين آسمان زمستان بديم.

از ابط الجوزاء شروع ميكنيم كه يك ستاره ي غول پيكره نارنجي رنگه.قطرش حدود چهارصد ميليون كيلومتره.يعني ميتونه سي ميليون خورشيد رو داخل خودش جا بده! ستارهٔ ابط‌الجوزا به قدری بزرگه که اگر به جای خورشید در مرکز منظومه خورشیدی قرار بگیره، تا نزدیک مدار سيارك ها رو اشغال می‌کنه. ابط‌الجوزا پس از خورشید دومین قطر ظاهری بزرگ رو داره.

واژهٔ ابط‌الجوزا عربی است و معنی واژگانی آن «زیر بغل میانی» است.

مجموعه‌ای از پنج ستاره که بالاتر از ابط‌الجوزا قرار دارند ستارگان گرز هستند که نمایانگر گرزی در دست راست جبار هستند. قدر ظاهري این پنج ستاره کم‌تر از ابط‌الجوزا است.

این ستاره به مرگ خود نزدیک است و در آینده با یک انفجار ابرنواختری به یک ستاره نوترونی، یا شاید به یک سیاه‌چاله تبدیل خواهد شد. طول عمر آن ممکن است تا حدود ۵۰ هزار سال دیگر ادامه یابد. در صورت انفجار، این ستاره از دیدگاه زمینیان به قدر (روشنایی) ۱۰- خواهد رسید یعنی ۲۵۰ بار روشن‌تر از سیاره ناهید و ۲۵۰۰ بار درخشان‌تر از ستاره شباهنگ. به عبارتی روشنی آن پس از انفجار قابل مقایسه با ماه شب چهارده خواهد بود.

پاي شكارچي یا رِجل‌الجَبّار (بتا شکارچی: β Orionis) درخشان‌ترین ستارهٔ صورت فلکی شکارچی است.پای شکارچی یک ابرغول آبی رنگ است که قطر آن حدوداً ۷۰ بار از قطر خورشید بزرگ‌تر است.

میان ابط‌الجوزا و رجل‌الجبار سه ستاره‌است، سه ستاره از قدر دوم به فاصله مساوی از هم که کمربند جبار را مشخص می‌سازد. شيئی بسیار قابل توجهی در شمشیر شکارچی وجود دارد. در آن جا چشم غير مسلّح، ستاره محو ابر مانندی را مشاهده می‌کند. مطالعه دقیق تر نشان می‌دهد که این جسم سحابی جبار است: توده عظیمی از گاز و غبار که در حالت انگیزش دائمی است و جرم آن به ۱۰۰۰۰ برابر خورشید برآورد می‌شود. این سحابی بر اثر نور ستاره تتا-شکارچی که در نزدیکی مرکز این ابر وسیع قرار دارد دیده می‌شود. تتا-شکارچی در واقع ستاره‌ای چهار گانه‌است. چهار ستاره که ذوزنقه ای می‌سازند.

این سحابی خیلی مورد توجه ستاره شناسان است.داخل این سحابی،سحابی سر اسب نیز قرار دارد.

 

 

 

 

 

 

در اينجا بد نيست راجع به افسانه اي هم كه در مورد اين  دلاور گفتند،صحبت كنيم:

طبق افسانه ihd یونانی اریون پسر Poseidon خدای دریا و Euryale دختر شاه Crete بود. خدای دریا به او قدرت داد تا بتواند بر روی آب راه برود. در ادیسه ی هومر او را یک شکارچی بزرگ که با یک چماق برنزی مسلح است توصیف کرده است. در آسمان دو صورت فلکی سگ بزرگ و سگ کوجک(Canis Major and Canis Minor) او را تعقیب میکنند. در جزيره chios اريون سعی در عشقبازی با Merope دختر شاه Oenopion را داشت ولی موفق نشد. یک شب وقتی که Merope شراب نوشیده بود سعی کرد که او را بدزدد. برای تنبیه او شاه دستور داد که چشمهای او را در بیاورند و او را از جزیره بیرون کرد. او به سمت شمال به طرف جزیره ی Lemnos به راه افتاد و در آن جزیره Hephaestus یکی از دستیارهای خود را( Cedalion) به او داد تا نقش چشم او را بازی کند. او به طرف شرق جایی که خورشید طلوع میکند حرکت کرد به امید اینکه طبق گفته یکی از خدایان چشمهای او شفا پیدا کند. و البته با طلوع خورشید چشمهای او به طرز معجزه آسایی خوب شد.

اریون با ستاره های Pleiades (خوشه پروین) که در صورت فلکی گاو نر قرار دارند مرتبط است. Pleiades هفت خواهر بودند که دخترAtlas وPleione بودند. طبق یک داستان اریون عاشق Pleiades شد و آنها را تعقیب کرد زیوس آنها را دزدید و در اسمان قرار داد.. جایی که هر شب اریون به دنبال آنها هست . داستان مرگ اریون بسیار متضاد هست.Aratus, Eratosthenes و Hyginus عقیده داشتند که عقرب در این داستان نقشی داشته است.
روزی اریون لاف زد که بزرگتین شکارچی هست و این خبر به گوش خدای شکارArtemis و Leto مادر الهه شکار رسید. او میگفت که میتواند هر غولی را بر روی زمین بکشد. از این حرف زمین شروع به لرزیدن کرد و شکافی از زمین بیرون آمد که از این شکاف این عقرب(صورت فلکی Scorpius و یا کژدم) بیرون آمد و اریون را نیش زد . ولی طبق گفته Aratus اریون سعی داشت الهه ماه و شکار را بدزدد و این الهی باعث لرزش زمین و بیرون آمدن عقرب شد.طبق گفته ی Ovid اریون هنگام نجات Leto از دست این عقرب کشته شد.در این داستانها اریون و عقرب در دو حهت مخالف در آسمان قرار دارند و زمانی که عقرب در شرق طلوع میکند اریون به غرب فرار میکند. اریون بیچاره هنوز از گزیده شدن توسط عقرب میترسد.

و امّا حالا كه از شكارچي صحبت كرديم خوبه كه كمي هم از سگش بگيم.يعني صورت فلكي كلب اكبر كه تا حدودي به سگ شباهت داره.البته اين بابا كلب اصغر هم داره كه كمي بالاتر از همين اكبرشونه!منتها شباهتي به سگ نداره.

سگ بزرگ که با نام عربی کلب اکبر هم نامیده می‌شود یکی از صورت‌های فلکی است. این پیکر آسمانی مجموعه‌ای از ستارگان درخشان است و ۸ سال نوری با ما فاصله دارد.


پرنورترین ستاره آسمان شب یعنی شباهنگ (تیشتر) در این صورت قرار دارد. شباهنگ در قدر ۱٫۵ است.

در آسمان زمستان، صورت فلکی شاخص بعد از صورت فلکی جبار، صورت فلکی سگ بزرگ (کلب اکبر) است که یافتنش هم ساده‌است. این صورت فلکی صاحب نورانیترین ستاره آسمان یعنی، شعرای یمانی است که روی شانه آن قرار گرفته‌است. کلب اکبر یکی از دو سگ شکارچی (صورت فلکی جبار) است.

شعرای یمانی اسامی متعددی دارد، که نام انگلیسی آن Sirius است که برگرفته از نام یونانی این لغت است که در زبان یونانی به معنی «سوزاندن و مشتعل کردن» می‌باشد؛ به این لحاظ که در یونان باستان این ستاره را منبع حرارت می‌دانستند. اصطلاح «روزهای سگی» در گرمای تابستان به این خاطر رسم بوده‌است که زمان نزدیک شدن و تماس ظاهری این ستاره با خورشيد در تابستان بوده‌است. «هزیود» یکی از شاعران یونانی گفته‌است: "شعرای یمانی از سر تا پای آدمی را آب نموده و می‌خشکاند".

از جمله نامهای دیگر این ستاره تیشتر و شباهنگ می‌باشد.

همانطور که اشاره شد این ستاره پرنورترین ستاره آسمان می‌باشد که با قدر 44/1- در آسمان می‌درخشد. این ستاره به نسبت ستاره سهیل که به عنوان دومین ستاره درخشان آسمان شناخته شده، دو برابر درخشنده تر است و این به خاطر فاصله نزدیک این ستاره با مااست، این ستاره با فاصله ای معادل 6/8 سال نوری، پنجمین ستارهٔ نزدیک به خورشید است.

گردش ظاهری سالانه این ستاره در آسمان به لحاظ درخشندگی فوق العاده اش برای بعضی از اقوام و مصریان و از ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد حکم تقویم را داشته‌است.

شعرای یمانی با دمای سطحی ۱۰۰۰۰ درجه کلوین ستاره سفید رنگی است، اما به علت عبور لایه‌های متفاوت جو زمین و شکست نور در آنها، در هوای سرد شب‌های زمستانی رنگ به رنگ دیده می‌شود. البته رنگ این ستاره از زمانهای قدیم تاکنون تغییر کرده‌است. کلاودیوس بطلمیوس و دیگر ستاره شناسان دوران باستان این ستاره را سرخ گزارش کرده‌اند.

شعرای یمانی ستاره دوتایی است. همدم شعرای یمانی اولین کوتوله سفیدی بود که کشف شد. آلون کلارک در سال 1241/1862، هنگامی که تلسکوپ 5/18 اینچ خود را آزمایش می‌کرد آن را کشف کرد. این همدم خیال انگیز، شعرای یمانی B و توله سگ نیز نامیده می‌شود و با قدر 4/8 می‌درخشد. اما به دلیل درخشندگی زیاد شعرای یمانی A، آن را با تلسکوپ‌های کوچک نمی‌توان مشاهده کرد. قطر این ستاره فقط ۳ برابر زمین است.

جالبه بدونيد نام اين ستاره ي پر فروغ در قرآن هم اومده.خداوند متعال در سوره ي نجم آيه ي 49 ميفرمايند: وَ اَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعري(این که اوست پروردگار ستاره (بزرگ و درخشنده) «شعرى»!).

هرچند كه توصيه ميكنم حتما خودتون به قرآن نگاه كنيد و آيات قبل و بعدش رو هم ببينيد،اما در اينجا توضيحي رو راجع به اين آيه مياريم كه از تفسير نمونه انتخاب شده ويك سري مطالبش رو هم در بالا گفتيم:

"تكيه بر خصوص ستاره شعرى  علاوه بر اينكه اين ستاره درخشنده ترين ستارگان آسمان است كه معمولا به هنگام سحر در كنار صورت فلكى جوزا در آسمان ظاهر مى شـود و كـامـلا جلب توجه مى كند، به خاطر اين است كه گروهى از مشركان عرب آنرا مى پـرسـتـيدند، قرآن مى گويد: چرا شعرى را مى پرستيد؟ آفريدگار و پروردگار آنرا بپرستيد.
ضـمـنـا بـايـد تـوجه داشت كه دو ستاره در آسمان است كه به نام شعرى  ناميده مى شـود، كـه يـكـى در سـمـت جـنـوب ظـاهـر مـى شـود، و بـه هـمـيـن دليـل آن را شـعـراى يـمـانـى  مى نامند (زيرا يمن در جنوب جزيره عربستان است ) و ديـگـرى شـعـراى شـامـى  كـه در جـهـت شمال قرار دارد، ولى معروف همان شعراى يمانى  است .
درباره ويژگيهاى جالب اين ستاره بحثهاى ديگرى است كه در نكات خواهد آمد.
نكته ها:
شگفتيهاى ستاره شعرى
اين ستاره همانگونه كه گفتيم درخشنده ترين ستارگان آسمان است ، و به شعراى يمانى معروف است ، چرا كه در سمت جنوب قرار دارد، و از آنجا كه يمن در جنوب جزيره بود آنرا به اين نام مى ناميدند.
گـروهى از عرب مانند قبيله خزاعه آنرا تقديس و پرستش مى نمودند، و اعتقاد داشتند مبداء موجوداتى در روى زمين است ، تاءكيد قرآن روى اين مساءله كه خدا پروردگار شعرى است بـراى بـيـدار سـاخـتـن ايـن گروه ، و همانند آنهاست كه مخلوق را با خالق اشتباه كرده ، و مربوب را به جاى رب قرار داده اند.
ايـن ستاره عجيب الخلقه كه به خاطر درخشندگى فوقالعاده اش پادشاه ستارگان ناميده مـى شـد داراى شـگفتيهائى است كه ذيلا به بعضى از آنها اشاره مى شود، با توجه به ايـنـكـه در آن روز ايـن حـقـايـق دربـاره سـتـاره شعرى ناشناخته بوده تكيه قرآن روى اين موضوع پر معنى است .
الف : طـبـق تـحـقـيـقـاتـى كـه در رصـدخـانـه هـاى مـعـروف دنـيـا بـه عـمـل آمـده حـرارت عـظـيـمى كه در سطح شعرى حكمفرماست تا 120 هزار درجه سانتيگراد! برآورد شده .
در حالى كه حرارت سطح كره خورشيد ما را فقط 6500 درجه مى دانند و اين تفاوت عظيم گرماى ستاره شعرى را نسبت به خورشيد نشان مى دهد.
ب : جـرم مخصوص اين ستاره در حدود 50 هزار مرتبه از آب سنگين تر است يعنى وزن يك ليـتـر آب در آنـجـا مـعـادل 50 تـن در كـره زمـيـن خـواهـد بـود!، حـال آنـكـه در مـيـان سـيـارات مـنظومه شمسى ما عطارد كه از همه متكاثف تر است جرم مخصوصش 6 برابر آب بيشتر نيست .
بـا ايـن تـوصـيـف بـايـد ديـد كـه ايـن سـتـاره شـگـفـت انـگـيـز از چـه عـنـصـرى تشكيل يافته كه اينهمه فشرده است ؟
ج : سـتـاره شعرى كه در قرن ما در فصل زمستان ظاهر مى شود، لكن در عصر منجمين قديم مصر ظهور اين كوكب با آغاز تابستان مقارن بوده ، كره بسيار عظيمى است كه حجم آن 20 برابر كره آفتاب است ، و فاصله آن از ما، نسبت به فاصله خورشيد از زمين فوق العاده زيـاد اسـت ، بـه طورى كه اين فاصله را يك ميليون برابر فاصله آفتاب برآورد كرده اند!
مى دانيم سرعت سير نور در ثانيه 300 هزار كيلومتر است ، و نور آفتاب ظرف 8 دقيقه و 13 ثانيه به ما مى رسد، در حالى كه فاصله آن از ماه 15 ميليون كيلومتر است ، اما اگر تـعـجـب نـكـنـيـد نـخـسـتـيـن شـعـاع كـره شـعـرى پـس از حـدود 10 سال به ما مى رسد! حال محاسبه كنيد كه فاصله اش چه اندازه است ؟
د - شـعـراى يـمـانـى سـتـاره اى همراه دارد كه از ستارگان مرموز آسمان است ، اولين بار دانـشـمـنـدى بـه نـام بـسـل بـه وجـود آن پـى بـرد و ايـن در سـال 1844 ميلادى بود، اما در سال 1862 با تلسكوب مشاهده شده ، دوره گردش ستاره همراه به دور ستاره اصلى 50 سال است !.
ايـنـهـا هـمـه نـشـان مـى دهد كه تعبيرات قرآن تا چه اندازه پرمعنى است ، و در كوچكترين تـعبيراتش حقايقى نهفته شده كه اگر در روز نزولش كاملا مشخص نبوده با گذشت زمان روشن شده است".  

در ضمن سعي كنيد اين ستاره رو تو خواب نبينيد.چراكه به گفته ي ابن سيرين تعبيرش اين ميشه كه شما رو با اهل ذمّه و مشركان  صحبتي ميفته.

انشاءالله كه مطلب خوب و مورد پسندي بوده باشه.

در آخر هم خوبه كه چندتا از منابع اين مطلب رو بگم:

تفسير نمونه،ويكيپديا،دانشنامه رشد،كليات تعبير خواب و سايت تصاوير ستاره شناسي ايران و سایت تصاویر ستاره شناسی ناسا.

خداحافظ.