کمی صحبت
بسم الله الرّحمن الرّحيم
سلام.ميخوام يه سري صحبت راجع به وبلاگ داشته باشم:
الف)اول از همه بايد بگم كه اين وبلاگ بر خلاف اسمش مطالب رياضي يا مربوط به رياضي خيلي كم داره.هرچند كه خودم چندان موافق نيستم كه ما كه داريم تو خونه و دانشگاه رياضي ميخونيم ديگه اينجا هم بيايم شلوغش كنيم زياد جالب نيست.ولي براي حفظ آبرو هم كه شده بايد دست بكار شيم و در كنار مطالب ديگه اي كه ميذاريم يه كم هم از رياضيات و شاخه هاي مربوط بهش صحبت كنيم.مثلا خودم تصميم گرفتم كه بخواست خدا در آينده مطالبي رو راجع به نجوم و رياضيات اسلامي بنويسم.در ضمن اين كار براي بالا رفتن اطلاعات خودمون هم خيلي مفيده.و شايد بهتره بگم كه سبب بالا رفتن اطلاعاتمون ميشه و در كنارش هم حفظ آبرو ميكنه.![]()
ب)(هر چند كه اين قسمت رو مدير وبلاگ بايد بگه ولي بنده با عرض معذرت پيشدستي كردم و ميگم.اگر جناب مدير هم موافق يا مخالف بودند خواهشا بگن.شايد با اين كار،كار ايشون رو سبكتر كرده باشم
)
چند وقت كه نه بهتره بگم خيلي وقته كه خيلي از بچه ها كم كاري ميكنند.ديگه چندان دل بكار نميدند.نميدونم بخاطر چيه.بعضي ها ميگن موضوع براي نوشتن كم اوردند.اگر دليلتون اينه كه بفرماييد همين بالا گفتم كه چه چيزايي ميشه نوشت.تازه هركس ميتونه از چيزايي كه بهش علاقه داره بياد صحبت كنه و اطلاعات ما رو هم بالا ببره.و بنظرم اين توجيه خوبي نيست و اين عده بهتره بگن كه تنبليمون مياد.امتحان و اين حرفا هم بهونست.چرا كه قبل از اون هم خبر چنداني نبود.نميدونم شايد از وقتي من اومدم اينجا وضع اينطوري شده.چراكه قبلا كه بلاگ رو ميديدم شور و حال بيشتري داشت تا الآن.بهر حال اگه كسي از دست كسي(از جمله بنده)ناراحته خواهشا ببخشه و اين كدورتها كنار بره.
ج)(اين قسمت هم تا كمي مربوط به بند (ب)هستش.)
نميخوام بگم من آدم خيلي زبر و زرنگي هستم.ولي انصافا براي خيلي از مطالب زحمت كشيدم و ميشد منم تنبلي كنم و مطالبي رو كه نميدونم اصلا كسي ميخونه يا نه رو ننويسم و خودمو خسته نكنم.اينو گفتم كه بگم در مورد مطلب "خود شناسي" كه دو نفر از دوستان پيشنهادش رو داده بودند،رفتم دنبالش و يه چيزايي هم دستگيرم شد.ولي ديدم خيلي بحث گسترده اييه و علي الحساب شايد نتونم در موردش چيز چنداني بنويسم.حتي شنيده بودم كه يه آدم صاحبدلي هست كه نهم هر ماه(قمري)خونش روضه است،پاشدم نهم ماه صفر كه ميشد جمعه ي قبل از امتحانات(يعني 24دي)با يكي از فاميلامون صبح زود رفتيم اونجا كه يكي از كارايي كه باهاش داشتم اين بود كه راجع به خود شناسي سوالاتي رو داشته باشم.ولي گفتن كه اين بابا سوال كسي رو جواب نميده
.
شايد بد نباشه بگم كه چه اتفاقاتي افتاد:وقتي رفتيم كه جا گيرمون نيومد حتي بريم تو حيات خونش.يه كم وايساديم تا يه عده بيان بيرون و ما بريم تو.خيلي شلوغ بود.از اين خون قديميا كه وسط خونه حوض داره و دستشوييش تو زير زمينه.بالاي ميدون قيام.همين كه داخل حيات شديم ديديم كه سفره پهنه و بساط صبحونه به راهه.يه يكي دو متري هم نون چيده بودند رو هم و ملت هم مشغول خوردن.البته من كه نخوردم.دور تا دور سفره آدم نشسته بود.داخل خونه هم مردم نشسته بودند و هر چند ديقه يه بار يه كسي ميومد يه صحبتي ميكرد يا روضه اي ميخوند و ميرفت.ما كه تو جامون نشد.به زور لبه ي حوض وايساده بوديم و چيزي نمونده بود كه از ازدحام جمعيت و هل دادن ها،يه آبتني هم بكنيم.تازه حوضش ماهي هم داشت.بنده هاي خدا تو اون سرما داشتن شنا ميكردن.من كه بچه ي كوهستانم كف پاهام يخ زده بود.ديگه تا آخرش نمونديم و اومديم.بيرون.دم در هم بساط دود به راه بود و دوستان دور هم سيگاري ميكشيدند و صفايي ميكردند
.
بگذريم.اينو كه گفتم به اين منظور نبود كه خداي نكرده بخوام سر كسي منتي بذارم.نه.بيشتر بخاطر اين بود كه تغيير روحيه اي بشه.ولي انصافا ببينيد اينطور كار كردن كجا و اينكه آدم دست رو دست بذاره و بگه امتحان دارم و سوژه كمه كجا؟! در ضمن شايد پيش خودتون بگيد اين چقدر بيكاره كه اين كارا رو ميكنه.خب در جواب چنين افراد محتملي بايد بگم كه معمولا هر كسي براي انجام كاراش هدفي داره.و براي رسيدن به هدف بايد تلاش لازم رو در هر قالب كه شده انجام بده.
البته يه چيزي رو بگم و اون اينه كه اگر منظورتون از مطالب خدا شناسي و خود شناسي همونيه كه قبلا هم راجع بهشون مطالبي رو گفتيم،انشاءالله اين كار رو ادامش ميديم.ولي با احتياط.چراكه چهارشنبه شب يه بنده خدايي حرفي رو زد كه برآن شدم كه ميدون رو خالي نكنم وتلاشم رو بكنم و اين كار رو ادامه بدم.اما بازم ميگم با احتياط.و سعي ميكنيم كه نظرات دوستان رو هم بي پاسخ نذاريم.حالا يا بنويسم يا حضوري جواب بدم.و اگر منظورتون از "خود شناسي"شناخت اجزاي نفس و قواي انسانيه،با عرض شرمندگي فعلا حرف زيادي براي گفتن ندارم.
و اگر راجع به اين موضوعات حرفي هم زدم كه فكر ميكنيد سبب اين ميشده كه اين بحث ها تعطيل شه،بازم معذرت خواهي ميكنم
.
د)تصميم گرفتم راجع به بعضي از مطالبي كه ميخوام بذارم،قبلش سوالاتي رو راجع بهش مطرح كنم تا شايد ذهنتون كمي مشغول بشه و كمي در موردش فكر كنيد.وبعد از چند روز نوشته ي اصلي رو بذارم.بنظرم كار خوبييه و به شما هم پيشنهاد چنين كاري رو ميدم.
ه)در مورد قسمت نظرات بايد بگم كه خيلي خوبه كه نظراتتون رو بگيد.چركه اين كار به نويسنده ي يه مطلب كمك ميكنه تا با ضعف و قوت كارش آشنا بشه و اين رو در مطالب بعديش به كار ببره و بفهمه كه حداقل چند نفر اون رو خوندند.همچنين باعث ميشه كه ديدگاههاي مختلف بيان بشه و از نكته هاي فراووني بهرمند بشيم.
انشاءالله كه وبلاگ يه سر و ساموني بگيره.خداحافظ
.
وبلاگ دانشجویان ریاضی دانشگاه تهران،