در احاديث معتبر بسيار وارد شده است كه: مجوس (زرتشتيان) پيغمبری داشتند كه به او «جاماسب» می‌گفتند و كتابی برایشان آورده بود. پس پيغمبر خود را كشتند و كتاب خود را سوزاندند.

در حديثی معتبر منقول است: ملحدی از امام صادق(ع) چند سؤال پرسيد و مسلمان شد. از جمله سؤال‌هايش آن بود كه: آيا پيغمبری بر مجوس مبعوث شد؟ به درستی می‌بينم كه ايشان كتب محكم و مواعظ بليغ و امثال شافيه دارند و اقرار به ثواب و عقاب دارند و شريعتی دارند كه به آن عمل می‌كنند.

امام فرمود: هيچ امتی نيست كه رسولی بر ايشان مبعوث نشده باشد. خدا پيغمبری با كتاب بر مجوس فرستاد. پس او و كتابش را انكار كردند.

پرسيد: پيغمبر ايشان كه بود؟ مردم می‌گويند كه خالدبن‌سنان بود.

فرمود: خالد عرب بدوی بود و رسول نبود و اين سخنی است كه مردم می‌گويند.

پرسيد: پس زرتشت رسول ايشان بود؟

فرمود: زرتشت اموری باطل برايشان آورد و دعوی پيغمبری كرد. بعضی به او ايمان آورده و بعضی او را انكار كردند. پس او را از شهر بيرون كرده و درندگان صحرا او را كشتند.

پرسيد: مجوس به حق نزديك‌تر بودند يا عرب در ايام كفر و جاهليت؟

فرمود: عرب در ايام جاهليت به دين حنيف ابراهيم نزديك‌تر بودند از گبران (=كافران، منظور همان زرتشتيان است).

منبع: تاريخ انبيا، نوشته‌ی علامه محمد باقر مجلسی، صفحه‌ی 1002